چه کسی به این جمله می خندد؟ واقعا" این جمله خنده دارد؟ یا بایستی فقط خواندش ورفت؟
بدون تامل, بدون کمی دقت, شاید هم درگیری های پست مدرن وفراجناحی شدن وخیلی چیزهای
دیگرفرصتی برای درک وشاید هم یادآوری این حرفها نگذاشته ؟ فرصتی برای توجه به فرهنگ نیک
پارسی نگذاشته ؟ شاید انباشت تفکرات مواج درفضای کشور ماباعث شده این حرفها واینگونه جمله ها
جواب شده باشند:"برو بابا توی اینهمه گرفتاری ومشگلات هسته ایی ونیمه هسته ایی کسی مگر
فکر ادب هست ؟ البته ادب که ما همه ادب داریم , شخصیت که همه ماداریم ,مگر میشود آدمی
بی ادب وشخصیت زندگی کند؟ "
ولی ادب وشخصیت چند دلار می ارزد؟ که محوبشود . که دیده نشود.
چقدر میگیری آدم بکشی ؟ منفعت آدم ضایع کردن چند دلار هست؟ منفعت گول زدن دیگران چقدر
هست؟ منفعت ناآگاه بودن دیگران ؟ ومنفعت پورسانت ورشوه گرفتن چقدر؟
من میگم شاید کسی به این جمله بخنده شما میگویید :نه.!!! خطیب محترم جمعه گذشته تهران
خطاب به مسئولین ودستگاه ها فرمودند:" اختلافات خودرا به میان مردم منتقل نکنید."
اصلا" مردم چرابایستی ازوضعیت حرکت کاری وحرکت اداری وتبادل ورایزنی نظام آگاه باشند,
مردم بایستی مواظب :حجاب زنان ولباس چسبان وبلندی مو ورنگ لباس وانرژی هسته ایی حق
مسلم وسهمیه بندی وگران شدن بنزین ونان شب ونرخ سوپر صعودی اجاره وقیمت مسکن باشند.
اونها همینقدر که باآرامش ودرنهایت اطمینان ,همراه دوست شوند ورائ بدهندکه از صندوق ها آن
که اصلح است درآورده شود کافیست .
او که در لباس منشاء کمال با کمال ادب , مردم را مودبانه فاقد شعور ودرک اختلافات بین مسئولینی
که جهت رفاه همان مردم بایستی کار کنند میداند. وقطعا" عدم آگاهی ازایجاد مشگلات ومصیبت های
اجتماعی وفرهنگی ناشی ازاین اختلافات وپنهانکاری ها اولی است. وحتما" بدنبال دشمنان مجازی
گشتن اولی تر است.
ماکه در دینداری خیلی جلوتراز دیگر ملتها هستیم که از بخت جلو رفتن به تمامی زوایای گناه وثواب
وخیر وشر پی بردیم وفهمیدیم دنیای مادی مطلع حرکت به سمت الوهیت هست وفطرت انسانها
خداجو وروبه رشد است,برای نگهداشتن اخلاقمان ـ که جناب برادرسروش فرمودند نسبی است ـ
ویا برای بازگرداندن اخلاق به جامعه به جز این الگوهای سیاس باید از چه ابزاری استفاده کنیم؟
برای آنکه حقوق همدیگر را بفهمیم , تامحترم شماریم ,تارعایت کنیم.
می دانید که جوانان جوامع اروپا وآمریکا در دوره هایی که می دیدند سیاسون مملکتشان باعث ایجاد
فرهنگ های زشت ونابهنجار شدند,حرکت به عقب و یا بازگشت به اصالت های فرهنگی خودشان را
انتخاب می کردند. ایجاد گروه های هنری متالیکا وجوانان پیرو وطالب آن , یا پانک ویا رپ که مخصوص
خود آنهاست ازآن جمله می باشد.
شاید ماهم نیاز داریم برای خوشبختی خودمان هم که شده ,عطای هجویات گذار ومدرنیته و
دموکراسی وجهانی شدن را به لقای آن ببخشیم وبازگشت کنیم به فرهنگ اصیل خودمان به :
"راه درجهان یکیست وآن راه راستیست"
